سيد محمد على ايازى
373
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
حجّت نمىدانستند . « 1 » آنان ، مدّعى تحريف و اسقاط آيات مربوط به ائمّه بودند و قائل به عدم حجّيت قرآن موجود ، تطبيق آيات با امامان ، و فضايل مبالغهآميز در قرائت سوره بودند . « 2 » در اين فصل ، تعدادى از روايات الكافى كه ايجاد شبههء تحريف مىكنند ، ذيل سه عنوان ، بررسى شدهاند . اين بررسى ، صرفاً بررسى سند روايات است كه در سند آنها ، بعضاً راويانى غالى وجود دارند . وجود چنين راويانى ، طبيعتاً در بين سلسلهء راويان ، باعث ضعف حديث و عدم صلاحيت آن براى پذيرش مىگردد . البته در بررسى سند روايات ، تنها به وضعيت راويانى پرداخته شده كه طبق كتابهاى رجالى تضعيف شدهاند و طبعاً از بررسى راويان موثّق ، خوددارى شده است : سه عنوانى كه ذيل آنها روايات ياد شده آمده ، از اين قرارند : الف . رواياتى كه بر وجود نام امام على عليه السلام در آيات قرآن ، دلالت دارند ( نُه روايت در پاياننامه ، ذيل اين عنوان ، آمده است ) . ب . رواياتى كه بر حذف متنى از آيه دلالت دارند ( شش روايت ، ذيل اين عنوان ، آورده شده است ) . ج . رواياتى كه بر تغيير كلمهاى در قرآن ، دلالت دارند يا مضمون آنها ايجاد شبههء تحريف مىكند ( دو روايت ، ذيل اين عنوان ، آمده است ) . نويسندهء محترم ، بعد از بررسى سندى تمام روايات ياد شده ، آورده است : « بنا بر اين ، تقريباً بجز يك مورد ، روايات مورد بررسى قرار گرفته ، از نظر سند ، ضعيف بودند و مورد آخر نيز چون جزء اخبار آحاد است ، مورد عمل قرار نمىگيرد . نتيجه اين كه نمىتوان به اين روايات ، استناد نمود و براى اثبات امرى از آنها استفاده كرد .
--> ( 1 ) . پژوهش در تاريخ حديث شيعه ، ص 297 . ( 2 ) . همان ، ص 303 .